از بیماری تا بیداری

مصاحبه با لیدیا براون، فعال اجتماعی، مربی، سخنران، حقوقدان و وکیل مدافع چینی‌تبار مبتلا به اوتیسم

فعال اجتماعی، مربی، سخنران، حقوقدان و وکیل مدافع چینی‌­تبار مبتلا به اوتیسم! آنچه خوبان همه دارند، لیدیا براون یکجا دارد. این کیمیای شگفت­‌انگیز، نویسنده قانون آموزش ماموران پلیس ایالت ماساچوست آمریکا برای چگونگی برخورد با مبتلایان به ناتوانی‌های رشدی، دیگر بنیانگذار تعاونی دانش­آموزان معلول کلانشهر واشنگتن، و یکی از سازمان­‌دهندگان تظاهرات اعتراضی مقابل اداره غذا و دارو علیه استفاده بی­رویه شوک الکتریکی برای تعدیل رفتاری مبتلایان به اوتیسم و سایر ناتوانی‌های رشدی است.

براون که برای اشاره به خود، ضمیر «ایشان» را ترجیح می‌­دهد، برای نشریات دانشگاهی قلم زده و یکی از نویسندگان گلچین مکتوبات رنگین­‌پوستان مبتلا به اوتیسم است. ایشان یکی از اعضای هیئت رئیسه کمیته امور کهنسالان و بخش حقوق معلولیت در عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی کانون وکلای آمریکاست. براون به عنوان یکی از مدیران ارشد پروژه­ای با موضوع عدالت الگوریتمیک و حقوق معلولان در دانشکده حقوق دانشگاه جرج­تاون و مدرس مطالعات معلولیت کار می­‌کند. دولت پیشین ایالات متحده، انجمن معلولان آمریکا، و مجله پاسیفیک استاندارد که براون را اندیشمند برتر زیر ۳۰ سال در رشته علوم اجتماعی و رفتاری معرفی کرده است، از ایشان تقدیر کرده‌­اند. تابستان سال جاری، براون ۲۷ ساله می­‌شود.

هنگام تنظیم وقت این مصاحبه، یکی از وقتهای پیشنهادی به دلیل دیدار شما از زندان، رد شد. آیا موکلی در زندان دارید؟

خیر، من هم‌­اکنون پرونده­ای در دست ندارم ولی امیدوارم به زودی چند وکالت تسخیری را بر عهده بگیرم. در آن تاریخ مورد نظر، به همراه یکی از اعضای ارشد شبکه اوتیستیک‌های مدافع مبتلایان اوتیسم به منظور سخنرانی مشترک در کلاسی با موضوع عدالت معلولیت و تنوع عصبی به دیدار زندانیان رفته بودیم.

از هنگامی که با بورس جاستیس کتلیست (Justice Catalyst) در مرکز بزلن حقوق بهداشت روانی فعالیت می­‌کردید و به وکالت اشتغال داشتید، بگویید.

در آن سمت، وکالت مستقیم دانش­‌آموزان معلول مریلند را بر عهده داشتم که قربانی انواع گوناگونی از فشار روانی، تنبیه نامتناسب، و جرم در مدرسه شده بودند.

شما صندوق بهبود اجتماعی وابستگی، بقاء، و توانمندسازی رنگین­‌پوستان مبتلا به اوتیسم را تاسیس کردید و اکنون هم در مدیریت آن، مساعدت می­‌کنید. حوزه فعالیت صندوق چیست و چگونه تامین می‌­شود؟

در ماه جون (خرداد-تیر) سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷)، جایزه­ای را به همراه مبلغی نقدی از انجمن معلولان آمریکا دریافت کردم و کل مبلغ را به تاسیس این صندوق اختصاص دادم. علاوه بر آن، حدود ۱.۵۰۰ دلار درآمد حاصل از مشارکت در نگارش گلچین «بار رویاهایمان» را نیز به مبلغ اولیه افزودم. کل پول ظرف دو ماه، هزینه شد. از آن پس، اعضای صندوق به تامین آن کمک کرده‌­اند؛ مبالغ کمی که توسط کسانی که خودشان بیکار، کارگر موقت، یا در شرف بیکاری هستند، اهداء می­‌شود. نیازمندان از مبالغ دریافتی برای پرداخت اجاره منزل، قبض‌های معوق، هزینه درمان، دارو، شهریه، خرید کتاب، رهایی از معرض سوء استفاده، خرید لباس نو برای حضور در جلسه مصاحبه استخدامی و هر چه فکرش را بکنید، استفاده می­‌کنند. هرچند وجود جایی برای درخواست پول و رفع نیاز مردم، مایه انبساط خاطر است اما سایه بحران همیشگی بر زندگی هم­وطنانمان، وحشتناک است.

امکان مساعدت به مردم در چنین بحرانهایی مسرت‌­بخش نیست؟

نمی­توانم بگویم مسرت­بخش است. از رنج دیگران، لذت نمی­برم. نفس وجود این صندوق، شاهدی بر اصلاح­ناپذیر بودن ساختار ک…فت جامعه ماست؛ مودبانه‌­تر از این نمی‌­توانم توصیفش کنم.

آیا با آگاهی از ابتلایتان به اوتیسم بزرگ شدید یا بعدا تشخیص داده شد؟

همیشه می­دانستم با کودکان دیگر، تفاوت غریبی دارم اما ابتلایم به اوتیسم تا ۱۳ سالگی تشخیص داده نشد. به تصور بسیاری از مردم، اوتیسم شبیه طیفی خطی است که در یک انتها، شدید و در انتهای دیگر، خفیف است ولی چنین تصوری، غیرعلمی و بی­فایده است زیرا واقعیت را نشان نمی‌­دهد. اوتیسم، کهکشانی از تجارب است؛ هر فرد مبتلا به اوتیسم، محدودیتها و قابلیتهای متفاوتی دارد که در طول زندگی دستخوش نوسان می­‌شود.

ارتباط این بیماری با فعالیت اجتماعیتان در حوزه عدالت معلولیت چگونه است؟

 نخستین بار، پس از سالها که می­‌شنیدم مبتلایان اوتیسم، افرادی معیوب هستند و باید درمان شوند، با گروهی از اوتیستیک‌ها در دبیرستان آشنا شدم. نوجوان بودم که متوجه وجود جامعه‌­ای بزرگ از اوتیستیک‌های جوان شدم که به وجود خود می­‌بالیدند و اوتیسم را بخشی از هویت خود می­‌دانستند و به معیوب بودنشان، باور نداشتند. حکایت غالب در جامعه ما، بد بودن معلولیت و لزوم پنهان کردن یا پوشاندن آن است. سلوک مبتلایان به اوتیسم از جنس حقوق مدنی و عدالت اجتماعی است؛ همان عاملی که انگیزه‌­ای قدرتمند در من برانگیخت و موجب آغاز فعالیت‌های اجتماعی من و ارتباطم با سایر جنبش‌ها و گروه‌­های فعال سراسر کشور شد.

آیا می‌­دانستید که تحصیل در دانشکده حقوق، باید گام بعدیتان باشد؟

من از آن دسته کسانی نیستم که همیشه آرزوی دانشکده حقوق را در سر پرورانده باشند. اگر تا سال دوم کالج هم می­‌پرسیدید، می­گفتم «مگر از روی جنازه‌­ام رد شوید!» سپس، متوجه شدم که انبوهی از اقدامات گوناگون سیاسی و فرهنگی مستقیم و در خط مقدم و غیرمستقیم و حمایتی را انجام داده‌­ام اما تنها کاری که از انجامش عاجزم، از جنس کاری است که از عهده وکلا برمی‌­آید؛ منظورم هر کاری است؛ از نوشتن نامه­ای هراس­‌انگیز تا اقدامات بلندمدت قانونی همچون ایجاد جنبشی اجتماعی. چنین کارهایی را عموم مردم می‌­توانند حمایت یا پشتیبانی کنند ولی فهمیده بودم که سنگ­بنایشان مستلزم اعتبار و مجموعه دانش و تجربه و مهارت قابل تحصیل از رشته حقوق است.

آیا به عنوان شخصی با جنسیت خنثی تاکنون در معرض پیش‌داوری یا ناآگاهی افراد قرار گرفته‌­اید؟

یک بار، هنگامی که هنوز درس می­‌خواندم، در دادگاهی برابر قاضی حاضر بودم و او نمی­دانست که مرا آقا خطاب کند یا خانم و متناوبا هر دو را به کار می‌­برد. من هم فقط تلاش می­‌کردم به روی خودم نیاورم. چون دانشجو بودم از بیان آنچه در ذهنم می­‌گذشت، در محضر دادگاه احساس خوشایندی نداشتم. آن روز فقط یکی از موارد متعددی است که ریشه در تصورات زیانبخش و نادرست مردم از جنسیت دارد. یکی از محاسن عالی اشتغال به وکالت، خطاب شدن با عبارت «جناب وکیل» است؛ مرد و زن ندارد و هرگز اشتباهی رخ نمی‌­دهد.

دستاوردهای بسیاری در زندگی داشته‌­اید؛ وکیل شده‌­اید، تعداد بیشماری جایزه برده‌­اید، سمت‌هایی عالی دارید، و اخیرا هم که ازدواج کرده‌­اید. آیا تاکنون تمایل به الگو شدن برای نسل جوانتر از خود در میان مبتلایان اوتیسم، افراد با جنسیت خنثی، و آسیایی­‌تبارهای آمریکا داشته‌­اید؟

می­دانم که دستاوردهای زیادی داشته­ام اما در واقع، ناشی از فرایند موذیانه گرایش به قدرت در جامعه ماست. گرایش به قدرت به ما تلقین می­‌کند که فقط در صورت رسیدن به برخی چیزها مانند ازدواج، مدرک تحصیلی، یا شغل است که در جامعه ارزش پیدا می­‌کنیم. انسان نباید به خاطر شغل، مدرک تحصیلی، یا وضعیت تاهل مورد تکریم و تمجید واقع شود بلکه معیار قضاوت باید شخصیت، درستکاری، و رفتار مسئولانه با دیگران باشد.

به نظر من، دستاوردهای شما از همان جنسی است که جامعه می‌­پسندد. با این حال، فکر نمی­‌کنید خط مشیتان می­‌تواند الهام‌­بخش باشد؟

باور جاری در جامعه ما، موفقیت معلولان را علی­رغم وجود مانع معلولیت می­‌ستاید در حالی که ما، با وجود مانع گرایش به قدرت موفق می‌­شویم. اشخاص معلول بیشماری هستند که به اندازه من متفکر، مصمم، و متعهد هستند ولی به دلیل گرایش جامعه به قدرت، نژادپرستی، یا نظام طبقاتی، موفقیت مشابهی را تجربه نکرده‌­اند. من از موهبت امکان انجام آنچه دوست دارم، برخوردار بوده‌­ام؛ خیلی از مردم از چنین موهبتی بی­‌بهره هستند.

4.5/5

مطلب برای شما جذاب بود؟
در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک‌گذاری در واتساپ
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک‌گذاری در توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک‌گذاری در لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک‌گذاری در تلگرام

مطالب پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وکیلیکس در شبکه‌های اجتماعی

بیانیه مسئولیت

نظرات ابراز شده در محتواهای منتشر و به اشتراک گذاشته شده وکیلیکس، نظر شخصی تولیدکنندگان آنهاست و به معنی تایید وکیلیکس نیست!
اسکرول به بالا