ترک پزشکی به عشق وکالت

علم حقوق چه دارد که یک خانم دکتر هلندی را ترغیب به تحصیل در دانشکده حقوق هاروارد و ترک حرفه پزشکی و آغاز حرفه‌ای جدید کرده است!

ماختلد فان اخمند (Machteld van Egmond)، فارغ­‌التحصیل دوره اخیر کارشناسی ارشد حقوق (LL.M.) هاروارد می­‌گوید «یکی از بهترین ویژگیهای دانشکده حقوق هاروارد، علاقمندی، انگیزه، و شور فراگیر، و کلاسهای سرشار از تلاشی شگفت‌­آور است.»

تجربه تحصیل حقوق

هنگامی که از واحدهایی که گذرانده است و تجربه‌­اش در کارگاه سیاستگذاری و حقوق غذا می­‌گوید، گویی اشتیاقش مسری باشد، مخاطب را به هیجان می‌­آورد. مثلا در یکی از جلسات کارگاه حقوق سلامت، سیاستگذاری، اخلاق پزشکی، و فناوری زیستی با پروفسور گلن کهن (Glenn Cohen)، موضوع مباحثه بر امکان به خطر افتادن زندگی خانواده یا همسایگان داوطلبان مشارکت در پژوهشهای پزشکی متمرکز بود.  حتی اگر شخص داوطلب با قرار گرفتن در معرض یک بیماری موافق باشد، و موافقت خود را آگاهانه اعلام کند، از این «اطرافیان» درخواست مشابهی برای کسب موافقت یا رضایت صورت نمی­‌گیرد. خانم اخموند می­‌گوید «اهمیت موضوع، هنگامی تشدید می‌­شود که بیمار به هر دلیل، تصمیم به خروج از آزمایش یا عدم ادامه همکاری داوطلبانه بگیرد؛ آیا اجبار بیمار یا شخص داوطلب به ادامه دوره آزمایشی و درمان مناسب، قانونا یا اخلاقا ممکن است؟ پرسشی عالی که پیش از این هرگز به ذهنم خطور نکرده بود.»

او واحد دیگری را با موضوع اقتصاد رفتاری، حقوق، و سیاستگذاری عمومی به خاطر می­‌آورد که با استادی پروفسور کس سانستاین و به صورت مشترک با دانشکده هنر و علوم و دانشکده کندی برگزار شد؛ «پیش از آغاز دوره، به خوبی می­‌دانستم که دانشجویانی با سوابق مطالعاتی و دیدگاه­های بسیار متفاوتی در کلاس حضور خواهند داشت. همین گوناگونی، علاقه مرا جلب کرده بود زیرا موجب به چالش کشیده شدن عقایدم می‌­شد.»

تجربه تحصیل پزشکی

پس از اتمام دبیرستان که بسیاری از دانش­‌آموزان هلندی اقدام به ادامه تحصیل برای کسب مدارک حرفه‌­ای می‌­کنند، خانم فان اخموند هم تحصیل پزشکی در دانشگاه رادبود را برگزید؛ «همان قدر که به بدن می­‌پردازد، به ذهن هم مربوط می­‌شود. چگونگی تعامل ذهن و بدن، بسیار زیباست. هنوز هم از این همه زیبایی در شگفت هستم.»

در حین تحقیق برای انتخاب تخصص، به جراحی گوش و حلق و بینی علاقمند شد زیرا می‌­توانست با بیمارانی از همه گروه­های سنی در ارتباط باشد و بیماریهای بسیار متنوعی را درمان کند. مشارکت در یک پژوهش بالینی او را به فعالیت پژوهشی و مطالعه تاثیر جراحی در درمان انحراف تیغه بینی ترغیب کرد. او توضیح می­‌دهد که در هلند، تمرکز روی پژوهش و سپس، تکمیل دوره رزیدنسی، «مسیری کاملا متداول است اما برای شخصیت من، گزینه‌­ای عالی بود؛ من عاشق فهم جزئیات و درآوردن ته و توی همه چیز هستم.»

جرقه حقوق

همین عشق به یادگیری، نخستین مطالعات حقوقی فان اخموند را باعث شد. همزمان با پژوهشهای پزشکی، استادانش او را به تحصیل در دوره کارشناسی ارشد اپیدمیولوژی (همه‌­گیری­‌شناسی) تشویق کردند؛ «برای من، دوره­‌ای بسیار سودمند بود؛ دانش نظری مرا در آمار، تحلیل داده، و طراحی پژوهش تقویت کرد و وقتی به پایان رسید، فکر کردم که خوب، چرا آموختن را متوقف کنم؟» بنابراین، هنگامی که دانشگاهش، دو دوره مقدماتی حقوق را برای دانش‌­آموختگان رشته­‌های دیگر ارائه داد، تصمیم به ثبت نام گرفت؛ «آنچه بیش از همه مرا تحت تاثیر قرار داد، چگونگی تفکر وکلا و تفاوت آن با شیوه عادی من و همکارانم بود. مثلا ما هم در اپیدمیولوژی مانند حقوق، اصطلاح علیت را داریم اما به مفهومی کاملا متفاوت اشاره دارد. به همین راحتی، شیفته حقوق شدم.»

خانم فان اخموند به قصد ادامه پژوهش در تقاطع علوم تجربی، حقوق، و پزشکی وارد دانشکده حقوق هاروارد شد. برای مقاله کارشناسی ارشدش، تحت نظارت پروفسور سانستاین به بررسی برچسب اجباری خوراکیهای دستکاری‌­شده ژنتیکی پرداخت؛ «موضوع کاملا به موقعی بود.» در ایالات متحده برخی خوراکیهای حاوی مواد دستکاری‌­شده ژنتیکی، هم­‌اکنون با برچسب «مهندسی ژنتیکی شده» عرضه می‌­شوند اما این برچسب دولتی بسیار شبیه یک برچسب صنایع غذایی مشوق محصولات غیردستکاری‌­شده ژنتیکی است. «برچسب غیردستکاری‌­شده ژنتیکی دارای یک پروانه و یک گیاه کوچک است و برچسب مهندسی ژنتیکی شده یک گیاه کوچک و خورشید دارد. از این رو، به فکر افتادم که مشتریان از این دو برچسب، چه پیامی دریافت می­کنند؟» تحقیق وی، به شیوه تجربی و با مقایسه دو برچسب و وجود یک گروه کنترل با برچسبی به طراحی خودش، انجام شد. از جمله نتایج این پژوهش، واکنش پاسخگویان به برچسبها بود؛ پاسخگویانی که برچسب «صریح­‌تر» دستکاری­‌شده ژنتیکی طراحی شده توسط خودش را دیده بودند، واکنش «کلیشه­‌ای» بیشتری به مخاطرات زیست­‌محیطی و بهداشتی و آگاهی کمتری از مزایایی مانند ارزانی داشتند.

مسیر زندگی

او با نگاه به گذشته و زمان سپری‌­شده در دانشکده حقوق هاروارد می­‌گوید «حتی با دانستن آنچه اکنون از همه­‌گیری می­‌دانم، باز هم همین راه را می‌­رفتم. آنچه آموخته­‌ام، توشه بقیه مسیر زندگیم خواهد بود. آدمی وقتی گروهش را پیدا می­‌کند، گویی در آغوش خانواده­ا‌ش آرامش یافته است.» این احساس تعلق به گروه، با زمزمه تعطیلی دانشگاه به دلیل شیوع کرونا تقویت هم شد. «با افزایش ناپایداری و عدم قطعیت، همه به خوبی با هم متحد شدند و بهترین چهره خود را نشان دادند.» خانم فان اخموند به زودی به شعبه بروکسل یک گروه وکلای حوزه شرکتهای دارویی، خوراکی، و خدمات بهداشتی خواهد پیوست؛ «به گفته وکلای همکار آینده­‌ام، پرونده­‌های ارجاعی بسیار پیچیده و بغرنج هستند. به نظرم، فرصت فوق‌­العاده­‌ای برای بهرمندی در انتظارم است.»

4.5/5

مطلب برای شما جذاب بود؟
در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک‌گذاری در واتساپ
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک‌گذاری در توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک‌گذاری در لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک‌گذاری در تلگرام

مطالب پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وکیلیکس در شبکه‌های اجتماعی

بیانیه مسئولیت

نظرات ابراز شده در محتواهای منتشر و به اشتراک گذاشته شده وکیلیکس، نظر شخصی تولیدکنندگان آنهاست و به معنی تایید وکیلیکس نیست!
اسکرول به بالا