خروج از بند اعدامی‌ها

چند روز پیش از اعدام دَنیل لوییس لی، به عنوان نخستین زندانی فدرال اعدام شده در 17 سال اخیر، هم‌بند او، بیلی ج. اَلن از وحشت حاکم بر بند اعدامی‌ها و نگرانی افراد بعدی احتمالی نوشت.

من، بیلی ج. اَلن، یکی از زندانیان بند اعدامی­‌های زندان فدرال تِرِ هُو (Terre Haute) در ایالت ایندیانا هستم. بیش از ۲۳ سال است که در این زندان، حبس هستم. در ۱۷ سال گذشته، هیچ حکم اعدام فدرالی اجراء نشده است. البته، تا این لحظه!

ابهام در اعدام

این سطور را امروز شنبه، ۱۱ جولای (۲۱ تیر)، دو روز پیش از تاریخ مقرر اعدام دنیل لوییس لی می‌­نویسم. دیشب، یک قاضی فدرال، حکم اعدام را به دلیل احتمال خطر سفر اعضای خانواده‌­های مقتولان به تِرِ هُو در میانه همه­‌گیری بیماری کرونا، جهت حضور در محل و مشاهده اجراء، به تعویق اندخت. هنگام نگارش این سطور، اعدام لی در روز دوشنبه، مشخص نیست.

[توضیح برای خوانندگان: پرونده لی به دیوان عالی رسید و راه برای اعدامش در روز سه­شنبه، ۱۴ جولای هموار شد. پزشک قانونی، مرگ وی را بامداد همان روز اعلام کرد. دو زندانی دیگر به نامهای وِزلی پِرکی و داستین هانکن، به ترتیب روزهای پنجشنبه، ۱۶ و جمعه، ۱۷ جولای اعدام شدند. تاریخ اعدام فدرال کیت نلسون هم، برای ۲۸ آگوست تعیین شده است.]

خبر اعدام

تازه از دوره بستری در بیمارستان به سلولم برگشته بودم که خبر تعیین تاریخ اعدام لی و سه زندانی دیگر، وزلی پرکی، داستین هانکن، و کیت نلسون را شنیدم. چون از بستر بیماری بلند شده بودم و هنوز نیاز به استراحت داشتم، به خواب رفتم و واقعا متوجه آنچه روی داده بود، نشدم.

ناگهان سر و کله‌­شان پیدا می­‌شود و آدم را از سلولش در بند اعدامی­ها بیرون می‌­آورند و به «بخش آماده اعدام» می­‌برند. هیچ هشدار قبلی ندارد. هیچ! سرزده جلوی در می­‌ایستند و می­‌گویند که بلند شوی. هر چه بپرسی که کجا می­‌برندت، پاسخی غیر از سکوت نمی‌­شنوی اما همین سکوت، پاسخ همه پرسش‌هاست؛ زندانی را نزد رئیس زندان می‌­برند و او هم دستور اجرای حکم اعدام را برایش می­خواند. بعد، آدم را به بخشی می‌­برند که برای محکومان تعیین تاریخ شده، طراحی کرد‌ه‌­اند. دیگر هیچ تماسی با سایر زندانیانی که هنوز تاریخ اعدامشان معلوم نیست، نخواهید داشت.

هیاهوی منتظران

تا مدت کوتاهی پس از بردن کسی از بند اعدامی­‌ها، گفتگو درباره نفر بعدی، فضا را پر می­کند؛ هر کسی دلایلی می­‌آورد که نوبتش نخواهد بود اما هیچ کس دلیلی قطعی هم ندارد؛ در حرفهایشان، اطمینان شنیده نمی­شود؛ چون هرگز نمی‌­دانیم؛ فقط می‌­توان امیدوار بود. امیدوار به نفر بعدی نبودن!

اکنون که در حال نوشتن این سطور هستم، فضای اینجا به قدری سنگین است که از عهده توصیفش برنمی‌­آیم. اغلب زندانی‌ها، افکارشان را در حصار مغز خود حبس کرده‌­اند اما سکوت این مردان دور و بر من، حکایت از ترس مشترک ما زندانیان بند اعدامی­های فدرال دارد؛ اگر این اعدامها به جریان بیفتند، نفر بعدی کیست؟

اعمال محدودیت

می­‌توانم حس کنم که به زودی همه چیز متوقف می­‌شود؛ در سلول‌هایمان و در وضعیت «بی­حرکت» محبوسمان می­‌کنند تا این اعدامهای تعیین تاریخ شده به پایان برسد؛ شاید دیگر هیچ ایمیلی برای هیچ کدام از ما نیاید و اجازه تماس تلفنی هم به ما ندهند. انگار که بخواهند جلوی هر گونه عامل پریشانی حواسمان از تنها پرسش مشترک همگیمان را بگیرند؛ نفر بعدی کیست؟

البته، من تلاش می­کنم این افکار را از سرم دور کنم و بر پیکار برای اثبات بی­‌گناهیم، تمرکز کنم. هرچند به شهادت تعداد پرونده‌­ها، بیگناهان زیادی در این سیستم قضایی، قربانی شده‌­اند، و هر چقدر به خود امید می­‌دهم که سرنوشت دیگری دارم و هر چه سخت­تر برای کشف شاهدی در پرونده‌­ام تلاش می­‌کنم، دروغ چرا، فکر نفر بعدی بودن از ذهنم خارج نمی­‌شود.

اما هنوز در مسیرم گام برمی­دارم.

اعدام فدرال

من با اعدام فدرال بیگانه نیستم؛ هر سه موردی را که از تاریخ تجدید مجازات اعدام در سال ۱۹۷۶ در این زندان انجام شده­‌اند، دیده­ام. تیموتی مَک­وِی و خوآن گارزا در سال ۲۰۰۱ و لویی جونز در سال ۲۰۰۳ اعدام شدند. هر سه را به خوبی می­‌شناختم. با هر سه حرف زده بودم و وقت گذرانده بودم. نیمه شب پیش از اعدامشان که نگهبانان برای بردنشان آمدند، بیدار بودم. چهره‌­هایشان را دیدم و شاهد خروجشان از سلول‌هایشان بودم؛ خروجی بدون بازگشت!

اینجا آدم می­‌خواهد از چنین خاطراتی فاصله بگیرد؛ تلاش می­‌کند تا نهایت ممکن دور شود، چون می­‌داند اگر بخت، مساعد نباشد، نوبت خودش می­‌شود. افسوس که هر چه اعدام‌های پیشین دور باشند و هر چه برای فراموشیشان تلاش کنم، باز هم به زندگی در ذهنم ادامه می­‌دهند. طاعون آینده مبهم از یک سو و ملقمه حکومت فدرالی که با ژست ارزش برای جان شهروندان، کمر به اعدامشان بسته است از سوی دیگر، جانم را می‌­فرسایند.

بیلی ج اَلن، هنرمند، نویسنده، و شاعر بود. او به دلیل سرقت و قتل در بند اعدامی­‌ها به سر می­‌برد.

4.5/5

مطلب برای شما جذاب بود؟
در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک‌گذاری در واتساپ
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک‌گذاری در توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک‌گذاری در لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک‌گذاری در تلگرام

مطالب پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وکیلیکس در شبکه‌های اجتماعی

بیانیه مسئولیت

نظرات ابراز شده در محتواهای منتشر و به اشتراک گذاشته شده وکیلیکس، نظر شخصی تولیدکنندگان آنهاست و به معنی تایید وکیلیکس نیست!
اسکرول به بالا