زندانیان دیروز، آتش‌نشان‌های امروز

تاثیر آموزش و اشتغال زندانیان به آتش‌نشانی در دوران حبس بر مشارکت اجتماعی و اشتغال پس از آزادی از زبان زندانیان پیشین و آتش‌نشانهای امروز کالیفرنیا

امسال تابستان، آتش­‌نشان‌های کالیفرنیا علاوه بر حریقهای بی­سابقه در جنگلها با کمبود نیروی انسانی هم دست و پنجه نرم کردند. پیش از همه­‌گیری کرونا، هزاران نفر نیروی آتش­نشان لازم برای فرونشاندن حریق‌های جنگلی، از زندانهای این ایالت تامین می­‌شد؛ زندانیان می­‌توانند با جلوگیری از گسترش آتش، پاکسازی محل از برگ، هیزم و خرده­شاخه­‌های قابل اشتعال، و انجام سایر کارهای خطرناک، ساعتی حدود ۱ دلار درآمد داشته باشند. اما از هنگام اوج بیماری کرونا، بسیاری از زندانیان آزاد شده­اند.

این کمبود، توجهات را به اتکای ایالت کالیفرنیا به نیروی کار زندانی برای اطفای حریق و انتقادی دیرینه جلب کرده است: دشواری اشتغال همان زندانیان آتش­نشان در آتش­نشانی پس از آزادی! معمولا استخدام در اداره­های آتش­نشانی شهرها مستلزم بررسی سختگیرانه پیشینه متقاضیان است. استخدام زندانیان مشمول عفو یا آزادی مشروط در بخش اطفای حریق جنگلها، اگر نه غیرممکن اما چالشی دشوار است.

اخیرا، دولت ایالتی و گروه­‌هایی مانند «برنامه جنگلداری و استخدام آتش­نشان» که توسط آتش‌­نشان‌هایی که قبلا محکوم به زندان بوده‌­اند، بنیان گذاشته شده است، در تلاش برای تغییر شرایط هستند. هفته گذشته، مجلس ایالتی قانونی را تصویب کرد که رفع سوء پیشینه و اخذ مدرک کاردانی خدمات اورژانس پزشکی را برای زندانیانی که در بخش آتش­نشانی کار کرده‌­اند، تسهیل می‌کند. این قانون هنوز در انتظار تایید فرماندار است.

با وجود همه این موانع، برخی از زندانیان، راهی برای استفاده از مهارتهای آتش‌نشانی خود پس از آزادی، حتی به عنوان داوطلب پیدا کرده‌­اند. در ادامه به داستان اشتغال سه تن از زندانیان پیشین می‌­پردازیم که تابستان امسال را به نبرد با آتش جنگلهای کالیفرنیا گذراندند.

بِرَندُن اسمیت

هم‌­بنیانگذار و مدیر عامل برنامه جنگلداری و استخدام آتش‌­نشان

مشاوری به سلول من آمد و پرسید «می­‌خوای آتش‌­نشان جنگل بشی؟» پاسخ نخستم منفی بود. فیلم بازافروختگی (Backdraft) را که در کودکی دیده و به مادرم گفته بودم که «عمرا بخوام آتش‌­نشان بشم!» به خاطر آوردم. سپس با سایر هم‌­بندی‌ها گفتگو کردم و متوجه شدم که اتفاقا، بهترین کار ممکن است؛ بیشترین درآمد در بین کارهای موجود برای زندانیان، دسترسی به غذای بهتر، نزدیکی بیشتر به خانواده، و زندگی بیرون از زندان و در جامعه!

به این ترتیب، تصمیم گرفتم که کار را قبول کنم. به قدری عاشق این شغل شدم که هنگام دریافت آزادی مشروط، از مقامات زندان و فرمانده آتش‌­نشانی حاضر در جلسه پرسیدم «چطور می­‌تونم بیرون از اینجا هم به این کار ادامه بدم؟» همه سردرگم به یکدیگر نگاه کردند؛ کسی پاسخ را نمی­‌دانست.

معمولا تیپ مشخصی از افراد در این گونه مشاغل دیده می­‌شوند؛ مردان سفیدپوست روستایی. با تعداد زیادی از اداره­‌ها و ایستگاه‌­های آتش نشانی تماس گرفتم و تعداد زیادی فرم درخواست ارسال کردم. نمی­دانستم که واجد شرایط نیستم. بالاخره، در سال ۲۰۱۵ که فرماندار وقت، وضعیت اضطراری اعلام کرد، به کار گرفته شدم؛ فرمانده گردان آتش‌­نشانی جنگل که خانمی سیاه‌­پوست بود، از اختیارات خود در شرایط اضطراری استفاده کرد و به صلاحدید خود به من فرصت استخدام داد.

در نخستین ماموریت حرف‌ه­ای، نگاهی به اطراف انداختم و همان هم­خدمتی‌های [هم­بندی‌های زندان] خودم را در حال فرونشاندن آتش دیدم. آنها هم مثل من به قدری متعجب بودند که انگار «چی؟! مگه می­شه؟!»  اکنون، دوباره همگی در کنار هم و با روحیه همکاری دوره‌­های آموزشی را در کمپها و مراکز گوناگون در کالیفرنیا می­‌گذرانیم.

ما چهار گروه [بیشترشان زندانیهای پیشین هستند] جهت اعزام به عملیات پیشگیری و پاکسازی پس از اطفاء داریم. هر یک از پرسنل، ساعتی ۱۵ دلار حقوق می­‌گیرند و همزمان، آموزش می‌­بینند. بسته به مدت عفو یا آزادی مشروطشان، بین ۶ تا ۱۶ ماه با ما می‌­مانند و سپس، به کار حرفه­ای منتقل می­شوند. ما با انجمن‌های مدیریتی محله­های مسکونی و آتش‌­نشانی‌های محلی همکاری داریم و از سال ۲۰۱۵ که فعالیتمان را آغاز کرده‌­ایم، بیش از ۸۰ نفر را راهی اشتغال حرف‌ه­ای کرده­‌ایم.

هنگام گسترش حریق جنگلها، فرماندار می­‌گوید «ما نیروی کافی برای مقابله با آتش نداریم.» ولی زندانی‌های آتش‌­نشان هم همان آموزش‌های آتش‌­نشانی را دیده‌­اند و کاملا واجد صلاحیت هستند. مسیر استخدام را هموار کنید. از این افراد قبلا هم استفاده کرده‌­اید.

سُلِداد اسپینوزا

آتش­نشان جنگل و عضو سازمان مدیریت بلایای طبیعی

من عضو سازمان مدیریت بلایای طبیعی کالیفرنیا هستم. برنامه آموزشی [شهریه­دار] این سازمان، به جوانان برای کسب مدارک حرف‌ه­ای کمک می­کند. در آغاز فصل در قرنطینه بودیم. فردای روزی که سرمان خلوت شد، به محل حریقی به مساحت بیش از ۱.۱۰۰ هکتار که در اثر صاعقه به وجود آمده بود، اعزام شدیم. آتش سهمگینی بود. من در گروه خط مقدم بودم. وظیفه ما پیشروی تا حد ممکن به سوی حریق و ایجاد «مرز آتش» با استفاده از اره برقی و سایر ابزارهای دستی برای بریدن شاخه و تنه درختان جهت ممانعت از گسترش حریق بود؛ کار بدنی بسیار طاقت‌فرسا!

نوامبر ۲۰۱۸ آزاد شدم. در زندان [گروه آتش­‌نشانی زندان] مدرک نمی‌­دهند، فقط کار می‌­کشند. دقیقا همان دوره­‌های آتش­‌نشانان عادی را دیده بودم. هرچند مرتکب خطایی شده بودم که راهی زندانم کرد اما از هیچ تلاشی برای همشهریانم در کالیفرنیا کوتاهی نمی­‌کنم. در دوران حبس، بابت هر ساعت کار آتش‌­نشانی، ۱ دلار می­‌گرفتم که با احتساب کسر غرامتی که باید می­‌پرداختم، ۴۵ سنت خالص دستم را می­‌گرفت.

فکر نمی‌­کردم پس از آزادی هم بتوانم ادامه دهم. به گمانم، من نخستین زندانی آزاد شده مشروط و تنها زن گروه عملیات ایستگاهم هستم. در همسایگی ایستگاه ما، یک مرکز آموزش آتش‌نشانی برای زندانیان آزادی مشروط وجود دارد اما من به علت زن بودن، مجاز به حضور در برنامه‌­های آموزشیش نیستم. از این رو، مجبورم تحت نظر افسر مافوقم عملا به کار آتش­‌نشانی مشغول باشم. اگر از شهر خارج شوم، یکی از پرسنل این ایستگاه، ایمیلی حاوی مدت ماموریت، مقصد ماموریت، و نام افسران مافوق برای مقامات زندان ارسال می­کند. علاوه بر این، دفترچه ماموریتی برای من درست کرده­اند که فهرستی بلندبالا از وظایفم را نوشته‌­اند.

نخستین ماموریتم را خوب به خاطر دارم. حریق کوچکی به وسعت کمتر از یک هکتار، پشت خانه‌­ای در شهر سَن­دیِگو بود. وارد خانه شدیم و همه جا سیاه شد. دود از شیب تپه بالا می­‌آمد و یک راست به صورتم می­‌خورد؛ به سختی تلاش می­‌کردم بدون فرودادن دود از تپه پایین بروم؛ کثافت از سر و رویم جاری بود و چشمانم می‌­سوخت؛ آدرنالین خونم چنان بالا رفته بود که نمی­‌توانستم نفس بکشم؛ همان موقع بود که فهمیدم این شغل را دوست دارم؛ یک شغل واقعی بود.

مَتیو هان

زندانی پیشین که در آتش‌­نشانی جنگلها با داوطلبان عمومی همکاری می‌­کند

من آتش­‌نشان نیستم. من تکنسین برق هستم اما [در زندان] چند سالی را در کمپ آتش‌­نشانی گذراندم. از محل کارم به خانه برمی­‌گشتم که در جاده کوهستانی متوجه آتش و صدای اره برقی شدم. بلافاصله خاطراتم زنده شدند. با خودم گفتم «خوب می­‌دونم اونجا چه خبره!» به سمت خانه راندم و پیامی در توییتر منتشر کردم که «من قبلا آتش­‌نشان جنگل بوده‌­ام و با توانمندی کامل آماده هر گونه همکاری هستم.» یکی دو ساعت بعد، تماسی داشتم؛ گروهی از زندانیان پیشین می­‌خواستند کمک کنند اما به دلیل موانع نمی‌­توانستند. یک دوست توییتری از شهر سُلانو می‌خواست بیاید ولی به دلیل محدودیت شعاع ۵۰ مایلی برای آزادشده‌­های مشروط، نمی­‌توانست.

درست است که بسیاری از ایالت‌ها و کشورهای دیگر کمک می‌­کنند و کمکشان هم عالی و بسیار ضروری است اما صرف نظر از جنبه‌­های سیاسی، مالیات دهندگان این ایالت، هزینه حبس و آموزش هزاران نفر را در زندان پرداخته‌­اند که در مواقع اضطراری مانند حریق‌های کنونی، به کمک بیایند نه که در خانه بنشینند. حریق بیش از اندازه طول کشیده است و بزرگتر می­شود. به نیروی انسانی بیشتری نیاز داریم. شاید هزاران زندانی آزادشده داشته باشیم که عاشق آتش‌­نشان شدن هستند. من این اشتیاق مردم را در پاسخ به پیام توییترم دیدم. اگر وقتی برای کاهش محدودیت‌ها توسط جامعه، قانونگذاران، فرمانداران، و خود اداره­­‌های آتش‌­نشانی قابل تصور باشد، هم‌­اکنون است.

نخستین حریق عظیمی که تجربه کردم، سال ۲۰۰۹ در سانتا باربارا بود؛ هنگام اعزام، داشتیم از کوه پایین می‌­آمدیم که انبوه ساکنان شهر را تشویق­‌کنان در کنار جاده دیدیم. پلاکاردهایی با مضمون سپاسگزاری از آتش‌­نشانان در دست داشتند. هنگامی که زندانی در آینه سلول نگاه می­‌کند، عبارت زندانی فلان زندان را روی لباسش می‌­بیند. رفتار نگهبانان هم، باور شرایط زندان را آسان می‌­کند. به تدریج تصور فرومایگی و بی­لیاقتی، زندانی را فرامی­‌گیرد. حس عدم محبوبیت که جای خود را دارد!

گمان می­‌کنم اشتغال زندانیان در کسوت آتش­‌نشانی، به دلیل سپاسگزاری مردم، نوعی احساس رستگاری ایجاد می­‌کند. هر بار که از ماموریت برمی­‌گردند، فریاد «قهرمان!» را می­‌شنوند و مطمئن می­‌شوند که نظر برخی مردم نسبت به خود را بهبود داده‌­اند. هنگامی که مردم به یاری نیاز دارند، کاری به پیشینه یاریگر ندارند.

4.5/5

مطلب برای شما جذاب بود؟
در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک‌گذاری در واتساپ
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک‌گذاری در توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک‌گذاری در لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک‌گذاری در تلگرام

مطالب پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وکیلیکس در شبکه‌های اجتماعی

بیانیه مسئولیت

نظرات ابراز شده در محتواهای منتشر و به اشتراک گذاشته شده وکیلیکس، نظر شخصی تولیدکنندگان آنهاست و به معنی تایید وکیلیکس نیست!
اسکرول به بالا