از حبس ابد تا جاودانگی

متن مصاحبه با آقای آیزاک رایت جونیور؛ مردی که 7 سال در زندان، روزی 16 تا 18 ساعت به مطالعه حقوق پرداخت تا بیگناهی خود را ثابت و محکومیت به حبس ابد را باطل کند.

در سال ۱۹۹۱، هیئت منصفه دادگاه یکی از بخش‌های نیوجرسی، آیزاک رایت جونیور را به عنوان سردسته باند مواد مخدر، گناه‌کار شناخت و موجب محکومیت وی به حبس ابد به علاوه ۷۰ سال زندان شد. رایت می‌­دانست که بیگناه است و همه ماجرا، دسیسه شخص دادستان علیه اوست. ۷ سال بعد را در سلولی که با حداکثر تجهیزات امنیتی کنترل می­‌شد به مطالعه حقوق سپری کرد و بالاخره، با اثبات بیگناهی، حق آزادی خود را پس گرفت. همزمان، پیروزیهای حقوقی چشمگیری نیز برای ۲۰ نفر از هم­بندانش به دست آورد.

آنچه خواندید به فیلمنامه سریالی تلویزیونی شبیه بود، نه؟ کرتیس جکسن، خواننده رپ، بازیگر، تهیه‌­کننده، و کارآفرینی که با نام هنری فیفتی سنت (۵۰ Cent) مشهور است هم هنگامی که داستان رایت را شنید، دقیقا همین فکر را کرد؛ گروهی را گرد هم آورد تا داستان رایت را اقتباس کنند؛ نتیجه کار، نمایش نخستین فصل سریال «محکوم به ابد» (For Life) از فوریه ۲۰۲۰ در شبکه ای­بی­سی (ABC) شد.

اما داستان آقای رایت، جزئیات بیشتری دارد؛ برای اثبات نادرستی حکم‌هایش، نخست در پرونده یکی از هم­بندی‌هایش در دادگاه عالی ایالتی به پیروزی رسید و از آن برای ابطال محکومیت خود به سردستگی باند مواد مخدر استفاده کرد. سایر محکومی‌تهایش پس از یک جلسه رسیدگی بسیار تاثیرگذار دادگاه که رایت کارآگاه پلیس بازنشست‌ه­ای را ناگزیر از پذیرش شهادت دروغ در دادگاه بدوی کرد، لغو شدند.

مدتی بعد، هم قاضی و هم دادستان پرونده دادگاه بدوی رایت، به دلیل جرائمی دیگر از جمله کلاهبرداری مالیاتی و اختلاس، توسط مقامات فدرال بازجویی شدند. نتیجه، محرومیت قاضی از قضاوت و عضویت در کانون وکلای ایالات متحده و حبس در زندان، و خودکشی دادستان به جای تحمل حبس شد.

برخلاف شخصیت به نمایش درآمده در سریال تلویزیونی، رایت شخصا از زندان دفاع از خود را بر عهده داشت. وی هفت سال پس از آزادی را به تحصیل و کسب پی در پی مدارج حقوقی گذراند، و هم‌­اکنون به عنوان وکیل مدافع در حوزه حقوق کیفری به کار مشغول است. او بنیانگذار شبکه عدالت آیزاک رایت جونیور است که به محض راه­اندازی، مرجعی برای نیازمندان به خدمات غیرانتفاعی وکلای مدافع در حوزه عدالت اجتماعی خواهد بود.

آقای رایت، بابت پخش فصل نخست سریالتان تبریک می­‌گوییم. موفقیت این سریال، چه تاثیری در زندگی روزمره شما داشته است؟

به طور کلی، تاثیر مثبت اما همزمان، برخی فشارهای روانی را صدچندان کرده است. موسسه حقوقی ما، شرکت بزرگی است که تعداد زیادی وکیل بسیار باتجربه، بسیار شایسته، و بسیار پیگیر دارد ولی هر کسی تماس می‌­گیرد، آیزاک را می‌­خواهد. خیلی از این افراد واقعا نیازی به من ندارند، با این حال مرا می­‌خواهند. من پرونده­‌های زیادی را به صورت رایگان می‌­پذیرم اما بالاخره باید تعادلی میان پرونده‌­های رایگان و موکلانی که هزینه می­‌کنند، برقرار کنم. هر چه باشد، اینجا یک موسسه حقوقی است و بقای آن مانند هر کسب‌­وکار دیگری مستلزم کسب درآمد است.

چقدر درگیر ابدی شدن «محکوم به ابد» بودید؟

خیلی درگیر بودم. از آغاز، پای کار بودم و کنار نویسنده می­‌نشستم و در شکل دادن به داستان کمکش می‌­کردم. خط به خط فیلمنامه را می­‌خواندم. هنگام فیلمبرداری هم که باید حاضر می­‌بودم.

آیا تبدیل سرگذشتتان به داستان، حس غریبی دارد؟

یکی از آموخته­‌هایم که اتفاقا زود هم آموختم و باید هم زود از عهده‌­اش بر­می‌­آمدم، موضوع آزادی عمل نویسنده و سایر عوامل بود. هنگامی که کنار نویسنده می­‌نشستم، باید نیاز او به اعمال تغییرات در داستان را درک می­‌کردم و با تغییراتش کنار می­‌آمدم. مثلا، قسمت ماقبل نخست (پخش آزمایشی)، بر اساس داستان موکلی بود که وقتی زندان بودم، واقعا کمک کردم که آزاد شود ولی قادر به حضور در جلسه دادگاه و دفاع شفاهی نبودم.

قدری درباره وکالت در دادگاه، پیش از وکیل شدنتان گفتگو کنیم. شما وکالت خودتان را بر عهده گرفتید. آیا قبلا تجربه حقوقی داشتید؟

‌خیر. هیچ تصوری از حقوق نداشتم. هیچ چیزی درباره حقوق نمی­‌دانستم. نخستین باری بود که به مشکل برخورده بودم. نخستین باری بود که یک کتاب قانون را مطالعه می­‌کردم. همان جمله نخست را که خواندم، احساس کردم همه عمرم که به همین کار مشغول بوده‌­ام! استعدادی را کشف کردم که از وجودش بی­خبر بودم و واقعا از تصمیم به وکالت و دفاع از خودم، خوشحالم.

چطور کشفش کردید؟ آیا مانند وقتی بود که ناگهان متوجه می­‌شویم همه قطعات پازل جور شده‌­اند؟

هنگامی که تصمیم به دفاع از خودم گرفتم، می‌­دانستم که از نظر دانش، درک، و مهارت‌های حقوقی، بسیار بسیار عقب هستم. کارزاری را آغاز کردم و روزی ۱۶ تا ۱۸ ساعت حقوق می­‌خواندم. تلاشی طاقت‌فرسا بود اما یکی از چیزهایی که همان ابتدای راه متوجه شدم، تفکیک و طبقه‌­بندی منظم آرای صادره دادگاه‌­ها بر اساس شمار‌ه‌­های کلیدی و سرفصلهای مشخص بود. تمام پرونده‌های نمونه (از هر طبقه) را ظرف مدت هفت سال خواندم. اکنون، وقتی دعوایی ارجاع داده می‌­شود و پرونده­اش را می­‌خوانم، آرای صادره برای پرونده‌­های مشابه آن را به خاطر می­‌آورم.

آیا تصوری از پیروزی در برابر هیئت منصفه داشتید؟

خیر. یکی از دلایل چنین تصمیمی، همین بود. روزی که دستگیر شدم، پلیس، شخصی را به دیدنم آورد؛ کت و شلوار پوشیده بود؛ فکر کردم وکیلم است اما گفت «فقط خواستم به اینجا بیایم که خودم را معرفی کنم. من نیکلاس بیسل، دادستان کل هستم و پرونده تو را شخصا پیگیری می­‌کنم.» قضیه مهم شد. یک دادستان کل، نیمه شب رخت‌خوابش را ترک کرده بود که بیاید به من بگوید شخصا به دنبال مجازات من است! همان موقع فهمیدم که به بد دردسری افتاده‌­ام. بعدا با مشاهده فساد در جریان رسیدگی، دروغ‌ها، گزارش‌های کذب پلیس و … تردیدی نداشتم که به جرمی که مرتکب نشده بودم به زندان خواهم افتاد و هیچ کس قادر به ممانعت نیست.

با هر وکیلی که مشورت کردم، اصرار به اقرار به جرم و درخواست تخفیف به ۱۵ تا ۲۰ سال حبس را مطرح می­‌کرد. تصمیم گرفتم که اگر قرار است غرق شوم، با شرایط خودم غرق شوم. قصد نداشتم برای به زندان افتادن به کسی پول بدهم.

خوب استراتژی شما درخواست استیناف بود؟

بله. همه استراتژی من همین بود. هنگامی که فهمیدم قرار است مرا محکوم به حبس ابد کنند، هدف نهاییم، حصول اطمینان از عدم اتلاف عمرم در زندان شد.

شما تنها محکوم نیک بیسل نبودید. آیا پیش از آن جلسه رسیدگی که کارآگاه پرونده شما به شهادت کذب اعتراف کرد، تحقیقاتی در جریان بود؟

همان اوایل، اطلاعاتی درباره فساد بیسل و قاضی پرونده‌­ام کسب کرده بودم. آن اطلاعات را نوشته و هنگام حضور در کتابخانه زندان با چند نفر از هم­بندانم به اشتراک گذاشته بودم. آنچه آن روزها نمی­‌دانستم، مخبر (خبرچین) بودن یکی از همان‌ها بود. پس از ترک کتابخانه، به سلولم برگشتم. هنوز پنج دقیقه نگذشته بود که چند مامور پلیس از طرف دادستان به داخل سلولم هجوم آوردند؛ مرا بر کف سلول پرت کردند، دستبند زدند، و شروع به جستجوی سلول کردند. اطلاعات را پیدا کردند اما من هم همه را حفظ کرده بودم.

پس از محکومیت، دادخواستی برای قرار وثیقه در انتظار تجدید نظر دادم. هرچند می‌­دانستم که رد خواهد شد اما مطمئن بودم که دادگاه پر از خبرنگار خواهد بود. بنابراین، درست هنگامی که قاضی داشت درخواست را رد می­‌کرد، شروع کردم به فریاد زدن همه آنچه از فساد بیسل و قاضی کشف کرده بودم، خبرنگارها نوشتند و در روزنامه‌­ها چاپ شد و افرادی به دیدنم آمدند. سپس، اشخاص برجسته‌­تری به ملاقاتم آمدند و مقامات مربوطه، تحقیقاتشان را آغاز کردند. هفت سال و نیم بعد که جلسه رسیدگی من برگزار شد، اطلاعات زیادی درباره دادستان و قاضی منتشر شده بود و هر آنچه باقی مانده بود، من در آن جلسه افشاء کردم.

پس از موفقیت شما در آزمون کانون وکلا، صدور تاییدیه کمیته ارزیابی شخصیتی دیوان عالی، ۹ سال طول کشید. آیا این همه تاخیر را پیش‌­بینی می‌­کردید؟

اصلا تصورش را هم نمی‌­کردم. می­‌دانستم که مسیر دشواری در پیش دارم اما همه اتهامات برطرف شده بود و هیچ سوء پیشینه‌­ای نداشتم. بنابراین، فکر می­‌کردم شش ماه یا نهایتا یک سال طول خواهد کشید. اواخر سال هشتم، با اکراه به یک قاضی بازنشسته دادگاه عالی ایالتی که به نفع من رای داده و ایالت را مقصر سوء دادرسی شناخته بود، زنگ زدم. از آنچه برایش تعریف کردم، ناراحت شد. به دلیل تعارض منافع، از ناتوانی در پیگیری کار من پوزش خواست اما کار را به شوهرش سپرد. ظرف مدت شش ماه، پروانه­‌ام را گرفتم. عکسی به یادگار با آن خانم قاضی دارم که مراسم سوگند وکالت را در حضور و به دلالت ایشان انجام دادم.

پس از عضویت در کانون وکلا در هر جایی می­‌توانستید وکالت کنید. چرا در نیوجرسی ماندید و به حقوق کیفری مشغول شدید؟

من کسانی را شکست داده بودم که شایستگی جایگاهشان را نداشتند. من آنچه را خداوند نصیبم کرد، نشانه­ای برای جبران موهبت‌هایم می­‌دانم. من آزادم. من به موفقیت رسیده‌­ام. اکنون، فکر می‌­کنم تجربه‌­ای که از سر گذراندم، مسیری که به آزادیم انجامید، و محاکمات و مصیبت‌هایی که به سرم آمد، دلیلی داشته است؛ که بازگردم و کسانی را که قادر به آزاد کردن خود نیستند، آزاد کنم. می­‌خواهم برای دادخواهی زندگی کنم و بمیرم.

4.5/5

مطلب برای شما جذاب بود؟
در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک‌گذاری در واتساپ
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک‌گذاری در توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک‌گذاری در لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک‌گذاری در تلگرام

مطالب پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وکیلیکس در شبکه‌های اجتماعی

بیانیه مسئولیت

نظرات ابراز شده در محتواهای منتشر و به اشتراک گذاشته شده وکیلیکس، نظر شخصی تولیدکنندگان آنهاست و به معنی تایید وکیلیکس نیست!
اسکرول به بالا