درس آخر

بخش‌هایی آموزنده و برانگیزاننده از خطابه پایانی یکی از استادان دانشکده حقوق هاروارد به مناسبت فارغ‌التحصیلی دانشجویان 2020

روز ۱۲ ماه می، خانم دیلیا آمونا، استاد کارگاهی دانشکده حقوق هاروارد، نخستین استادی بود که آخرین خطابه نیمسال مقارن با قرنطینه کرونا را ایراد کرد. همان گونه که در سخنانش اشاره کرد، شرایط سخنرانیش با آنچه هنگام دریافت دعوتنامه در اوایل ماه فوریه انتظار داشت، به کلی متفاوت بود.

از تصور تا تحقق

او خطاب به بیش از ۱۰۰ فارغ‌­التحصیلی که از طریق اپلیکیشن زوم گرد آمده بودند، گفت «آن دعوت، یکی از بزرگترین افتخاراتی است که در زندگی، نصیبم شده است. تصور می­کردم در تالار تاریخی ایمز شما را تشویق خواهم کرد؛ با موهای تازه پیراسته و ناخنهای آراسته وارد می­‌شوم و در تالاری مملو از دانشجو، ماحاصل تحصیل و تدریسم را میان تشنگان خرد به اشتراک می­‌گذارم. افسوس که رویایم به زوم ختم شد. من، تنها در خانه­ام؛ هر یک از شما جایی بر این کره خاکی و چه بسا در لباسی کاملا غیررسمی. شاید هنوز در حیرتید که چگونه کارمان به اینجا کشید!»

با وجود تغییر صحنه اجرای برنامه، خانم دیلیا آمونا از به اشتراک گذاشتن ثمرات خردمندی با مخاطبان دریغ نکرد. با نقل قول از انبوهی از اندیشمندان، از رالف والدو امرسن تا ویلی نلسن، با حس ناامیدی و درماندگی دانشجویانش روبرو شد و دلایل لزوم امیدواری را برایشان برشمرد.

او گفت «اگر مثل من هستید، همه در زوم ریز شده‌­اید! شاخص بدبختیتان احتمالا به اوج رسیده است. شرایط عادی جدید، ستمکارانه است؛ بغرنج و پیچیده به نظر می‌­رسد. با این اوصاف، چرا خود را به زحمت بیندازیم؟» پاسخ این پرسش را لابه‌­لای آنچه از پیروزی‌های حرف‌ه­ای و شکست‌های شخصیش با دانشجویان در میان گذاشت، یافتیم؛ «اگر درسی از زندگی گرفته باشم، وجود فرصتی برای جهش به سوی تعالی در هر حادثه ناگوار است. این روزهای تلخ هم خواهد گذشت و قول می­دهم دوباره رو­به­‌راه خواهید شد. از کجا می­دانم؟ چون شما را می­‌شناسم و می­‌دانم کلاس فوق‌­العاده‌­ای هستید؛ فوق‌­العاده باهوش، خلاق، و مستعد!»

خانم دیلیا آمونا با تعریف برخی از فراز و نشیب‌های زندگی شخصی و ۴۷ ساله شدنش در روز پیش، از اهداف برآورده نشده‌­اش، از جمله فراگیری شنا و دوچرخه‌­سواری، از تولدش در لندن، مهاجرت به آمریکا، و جان سالم به در بردن از خشونت خانگی گفت. «من سعادت وکالت موکلانی را داشته‌­ام که پرونده‌­هایشان، کانون توجه رسانه‌­ها بوده است و درد چنان سیلی­‌هایی را در محاکمات چشیده‌­ام که اغلب وکلا را نقش زمین می‌­کرد. من فقر و نداری را می­‌شناسم؛ دل‌­آزردگی جانکاه را درک می‌­کنم و تحقیر ارزش‌های شخصی را می­فهمم. با این حال، از حس خوشحالی و شادمانی نیز آگاه هستم و معنی توکل را می­دانم. بالاخره، صاحب قدری خرد شده‌­ام.»

۵ اندرز

او ۵ اندرز به کلاس تازه فارغ‌­التحصیل داد؛ نخست، حفظ «حس ژرف سپاسگزاری» که البته این روزها، کار دشواری است؛ «اگر نمی­‌دانید برای چه سپاس بگزارید، به سقف بالای سرتان یا تندرستیتان بی‌اندیشید.» درس دوم؛ مهمترین چیزها را هم‌­اکنون و نه بعدا، بگویید و انجام دهید. خانم آمونا هنگام بیان پند دوم، موکلی را به یاد آورد که اندکی پس از موفقیت در احقاق حقش، در یک حادثه تیراندازی کشته شد. او به نقل از امرسن گفت «هیچ وقت برای محبت زود نیست چون هرگز نمی‌­دانید چقدر زود دیر می­‌شود.» درس سوم، تلاش برای کار معنادار هم حاصل زندگی شخصیش بود؛ مشاهده زندانی شدن برادر نوجوانش؛ «پیدا کردن کسی که دلش برای این نوجوان ۱۷ ساله بسوزد، بسیار دشوار بود. آن وقت بود که تصمیم گرفتم همان وکیلی بشوم که آرزوی وجود و دلسوزیش را برای برادرم داشتم.» دو پند آخر، ترغیب تازه فارغ‌­التحصیلان به حفظ اصالتشان و کوشش برای فراگیری روزافزون بود؛ چه آموختن برای جهش شغلی باشد یا کسب تجربه برای تعامل با فرزندان در دوران قرنطینه. خانم دیلیا آمونا که شربت لیمو زنجبیلش را به افتخار دانشجویانش سرمی­‌کشید، سخنرانیش را چنین پایان داد: «کلاس ۲۰۲۰، از شما به خاطر آنچه هستید، سپاسگزارم!»

4.5/5

مطلب برای شما جذاب بود؟
در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک‌گذاری در واتساپ
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک‌گذاری در توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک‌گذاری در لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک‌گذاری در تلگرام

مطالب پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وکیلیکس در شبکه‌های اجتماعی

بیانیه مسئولیت

نظرات ابراز شده در محتواهای منتشر و به اشتراک گذاشته شده وکیلیکس، نظر شخصی تولیدکنندگان آنهاست و به معنی تایید وکیلیکس نیست!
اسکرول به بالا